تعطیلی مدارس و تنبلی امروز

وقتی که سه شنبه و چهارشنبه  تعطیل شد، خیلی خوش‌حال شدم؛ اما الان هیچ خوشحال نیستم.

تنبل شدم. ساعت شیش صبح به امید تعطیل بودن امروز، زدم تو اینترنت دیدم هیچی نیست. با کلافگی و کلی خستگی رفتم مدرسه.

توی مدرسه ان‌قدر خوش‌گذشت که تنبلی امروز رو و خرد بودن اعصابم از تعطیل نشدن مدرسه رو فراموش کردم،

خلاصه این که از این به بعد مدرسه لذت بخش ترین جاییه که میبینم.

باز هم می‌نویسیم

این روز‌ها بیش از حد گرمم. بی‌دلیل حالم خوب است

می‌نویسم و می‌نویسم،

آن‌قدر می‌نویسم که خودم نیز از نوشتن خسته می‌شوم. من می‌نویسم تا آرام شوم، آرام شوم و باز هم آرام شوم.

هیچ‌وقت مضطرب نبوده ام، هیچ‌گاه استرس نداشته‌ام؛ اما از امروز، قطعا این دو را تجربه خواهم کرد. چرا که دیگر بزرگ شده ام و من این بزرگی را دوست ندارم. نه که بدم بیایدها، نه، ولی وقتی به حسم را نسبت به قبل مقایسه می‌کنم، گاهی دلم نمیخواد این طور بزرگ شوم و گاهی هم دلم میخواد

 از امروز در این وب فقط می نویسم و می‌نویسم و می نویسم.

صفحه قبل 1 صفحه بعد